به نام خدای مهربون

سلام عموی مهربونمسلام دوستای خوبمو سلام ماه قشنگ و پر برکت رمضون

باورم نمیشه فردا پیشوازهچقدر زود گذشت نه؟!!!امروز میخوام شادترین و غم انگیز ترین خاطره ی ماه رمضون پارسالم رو براتون بنویسم.

یادش بخیر قبل از اینکه ماه رمضون بشه کلی نامه واسه عمو نوشتم و خواستم که توی این ماه عزیز امیر محمد مداحی کنه اخه مداحی امیر محمد خییییییییلییییییییی قشنگه وقتی میخونه دلم یه جوری میشه ...صدای بچه ها به دل میشینه

خلاصه گذشت و گذشت تا اینکه ماه رمضون شد ولی عمو اعلام کرد که توی اون یک ماه برنامه یه ساعت زودتر پخش میشه وایییییییییی یعنی بچه هایی که بعد از ظهری میشدن نمیتونستن  عمو رو ببینن چند روز که گذشت و من صبحی شدم با خیال راحت برنامه رو میدیدماگه یادتون باشه امیر محمد اخرای برنامه مداحی میکرد البته بعضی موقع ها واییییییییی من خیلی خوشحال شدم نمیدونم عمو نامه ام رو خونده بود یا نه ولی مهم این بود که به خواسته ام رسیدمامیدوارم امسالم اینکار رو بکنن

شبهای قدر همه یه حال دیگه داشتن  یادتونه عمو چقدررررررررررررررررر دلش میخواست توی مراسم شرکت کنه اما به خاطر  بچه هایی که تا میدیدنش دورش جمع میشدن نمیتونست ؟!چقدر با حسرت درباره ی اون شبا صحبت میکرددلم میخواست عمو هم بتونه بره مسجد اما مگه میشد؟ادما توی این شبا حسابی گریه میکنن  و تا صبح توی مسجد می مونن دعای توسل  و دعای جوشن کبیر  رو با هم  یک صدا  از عمق وجودشون میخونن همه با هم! اما عموی مهربون ما باید تنها بشینه توی خونه و این کار خیلی سختیه کاش بچه ها و خانواده هاشون  حداقل این چند روز اگه عمو رو دیدن نرن پیشش بذارن تنها باشه برای خودش باشه  اگه واقعا دوسش دارن  و میخوان که ببیننش برن جام جم اخه چرا یه لحظه خودشونو جای عمو نمیذارن؟!!!شبهای قدر زیبا ترین و بهترین خاطره برای من  بود و  موقع قران سر گرفتن اون جا که به امام جواد(ع) رسیدیم واسه عمو دعا کردم میدونم توی این خاطره همه ی ما بچه ها با هم مشترکیم اگه واسه خودمون دعا نکنیم عمو مونو فراموش نمیکنیم

فکر کنم اواسط ماه رمضون بودکه از سیمای نوجوان با من تماس گرفتن و گفتن که توی مسابقه ماه و مهرشرکت کنم

خیلی خوشحال بودم وقتی باهام تماس گرفتن سفره ی افطاری پهن بود و همه دور هم بودیم و من مسابقه رو بردم به این فکر میکردم که عمو داره برنامه رو میبینه یا داره فیلمای بعد افطار رو نگاه میکنه

کلا ماه رمضون پارسال خییییلییییییییییییی قشنگ بود عمو  قبل افطار که میومد ضعف و تشنگی رو فراموش میکردم عمو با زبونه روزه برنامه اجرا میکرد چقدر هم زیبا اجرا میکرد

                       امیدوارم امسال کلی خاطره ی خوب از ماه رمضون داشته باشیم

                و یه بار دیگه احساس پاکی از گناه رو بعد از مراسم شبهای قدر احساس کنیم

  و امیدوارم بچه ها بذارن عمو به ارزوش برسه و یه شبم که شده بره مسجد ان شاالله

   خیلی خیلی دوستتون دارم . واسه سلامتی عمو جون و همه بچه های ایران یه صلوات:

                                       اللهم صل علی محمد وال محمدو عجل فرجهم

                                           عمو ی مهربونم و دوستای گلم

             دست علی یارتون     خدانگهدارتون    تو قلب ما می مونه         امید دیدارتون


 

نوشته شده توسط ژاله در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 22:2 موضوع | لینک ثابت