به نام خدای مهربون
سلام عموی مهربونم ودوستای عزیزم
عموی گلم امیدوارم اگه هیچکدوم از پست هامو نخوندی این یکی رو بخونی!
عموی خوبم من ژاله ام همونی که از ۱۲ سالگیش تا حالا یه عموی دلسوز به اسم پورنگ داره ...
همونم که حتی تا پارسال که ۱۶ ساله بود از مدرسه تا خونه رو میدوید تا برنامه رو از همون اول اولش ببینه...همون ژاله ایم که همه اونو به اسم دوستدار عمو پورنگ میشناسن و قبول کردن که عمو پورنگشو مثه عموی خودش دوست داره...
همون ژاله که هر کسی میخواد بهش بهترین کادو رو بده به فکر عکسای عمو پورنگ و سی دی ها ش و بردنش به تهران میافته....
همونم که تا امروز پنجاه و نه تا نامه واسه عموش نوشته !
همونم که بدترین روزای عمرش موقعیه که وقت پخش برنامه عموش یهو برق بره یا خواب بمونه !
همونم که وقتی اولین بار از نزدیک عمو پورنگمو دیدم از ذوق زبونم بند اومده بود با اینکه کلی حرف برای گفتن داشتم اما خیلی کم صحبت کردم !
همونم که وقتی مادربزرگم داشت سمنو میپخت همش به یاد عمو پورنگم بودم و تا ۳ نصفه شب بالای سر شمعی که به نیت عمو پورنگم روشن کرده بودم بیدار نشستم تا ببینم تا اخرش میسوزه یا نه!
همون که.........
عمو شناختی؟
حالا اون ژاله ۱۷ ساله شده !
اما هنوزم سر برنامه تون خونه ام و امکان نداره برم بیرون! هنوزم اگه خدا قبول کنه هر جا میرم اول واسه شما دعا میکنم! هنوزم همون ژاله ام! اینو از خودتون یاد گرفتم. حالا دارم برای کنکور سال ۸۷ میخونم و تنها برنامه ای که نگاه میکنم برنامه شماست. عمو هنوزم بابام وقتی میخواد تشویقم کنه بهم میگه اگه فلان کار رو بکنی میبرمت پیش عمو پورنگ!عمو ی مهربونم نمیدونم چرا دست نوشت رو اپدیت نمیکنی اما یواش یواش همه ما بچه ها دلمون داره میشکنه اخه میترسیم از ما نارحت شده باشین عمو جون خواهش میکنم اگه از ما ناراحتین ببخشینمون .
عموی عزیزم ما طاقت ناراحتی شما رو نداریم!
خیلی دلم میخواست هر روز بیام نت و بع سایت شما ایمیل بزنم و وبلاگ خودمو اپ کنم اما به خاطر درسم نمیتونم به خدا قسم ما خییییییییییییییییلیییییییییی دوستون داریم هر موقع میام نت به دست نوشت سر میزنم اما خبری نیست! عمو خواهش میکنم مثه قدیما زود به زود اپ کنین!میدونم که خیلی ها ناراحتتون کردن اما به خاطر دله اونایی که صادقانه دوستون دارن بنویسین !
عموی مهربونم من توی این وبلاگ سعی کردم چیزایی رو که ازتون یاد گرفتم بنویسم اما اونقدر زیاده که نشد همشو بنویسم به خاطر همه ی زحمتایی که برامون کشیدین ممنونم عموی میبینی خیلی وقته که مینویسم و میگم ممنونم و از مرسی استفاده نمیکنم عمو من ۵ سال میشه که نوشابه نخوردم چون یه بار بهمون گفتین نخوریم! اینا تاثییرات کوچولویی از سفارشاتون بود تاثییرات بزرگتر رو سعی کردم بنویسم و حتی با بچه هایی اشنا شدم که با سفارشای شما با حجاب شدن عمو خوش به حالتون خدا خیلی دوستون داره! خوش به حالتون!
عمو همیشه به یادتونم خواهش میکنم شما هم منو و بچه های دیگه رو که
یواش یواش دارن بزرگ میشن رو فراموش نکنین درسته که بر طبق شناسنامه دیگه کودک نیستیم اما
احساساتمون هیچ فرقی نکرده عمو شما باعث تقویت این روحیه در ما شدین ما با برنامه های شما بزرگ شدیم هیچوقت هیچوقت هیچوقت نمیتونیم فراموشتون کنیم ! خواهش میکنم شما هم ما رو فراموش نکنین!
عموی هیچوقت یادم نمیره وقتی به بابام گفتین: منم مثه عموش فرقی نداره!
عمو هیچوقت برادرزاده اش رو فراموش نمیکنه حتی وقتی بزرگ بشه !
عمو خیییییییییییلییییییی دوستتون دارم برام دعا کنین تا کنکور قبول بشم و شیرینی قبولیمو بیارم جام جم

عمو خواهش میکنم دله ما بچه ها رو با اپ کردن دست نوشت شاد کنین!
مثله خودتون میگم:دست علی یارتون خدانگهدارتون
تو قلبه ما می میمونه امید دیدارتون

