به نام خدای مهربون
سلام حاله دوستای عمو پورنگیم چطوره؟
مگه میشه خوب نباشین وقتی عمو سه روز پشت هم برنامه اجرا کرده؟ 


روز مبعث خودمو اماده کرده بودم تا عمو رو ببینم اما یهو برامون مهمون اومد من توی خونه تهنا بودم
زود پذیرایی کردم و نشستم که عمو رو ببینم ولی اونا میخواستن تکرار یانگوم رو ببینن منو میگی موندم
چیکار کنم اخه مهمونامون رو خیلی دوسشون داشتم دلم نمیخواست ناراحت بشن واسه ی همین با
دستای خودم کانال دو رو گرفتم
اونا میدونستن عمو رو خیلی دوست دارم و از این کارم تعجب کردن
خلاصه اصلا به روی خودم نیاوردم که دارم جیلیز ویلیز میشم اما تا موقعی که که یانگوم تموم شد با
صدایی که فقط خودم میشنیدم عمو عمو میگفتم . دلم واسه ی خودم کباب شد
تا یانگوم تموم شد پریدم کانالو عوض کردم عمو میخواست شعر خداحافظی رو بخونه
بعدش که
مهمونامون رفتن جریان رو واسه ی دوستم تعریف کردم اونم گفت اشکال نداره من ضبطش کردم واییییی
از خوشحال داشتم پر در میاوردم
از اونجایی که مهمونامون میدونستن خیلی عمو رو دوست دارم
ولی به خاطره اونا از دیدنش گذشتم خیلی خوشحال شدن خودمم از اینکه میتونستم فیلمشو ببینم کلی ذوق کردم
اگه خواستین یه عمو پورنگی رو امتحان کنین ببینین چقدر براش مهم هستین ازش بخواین یه روز عمو
رو نبینه اگه این کار رو کرد مطمئن باشین خیلی براش عزیز هستین

*****************************************************************
راستی امروز از عمو یاد گرفتم یه خورده بیشتر به مامانم کمک کنم خداییش وقتی فکر کردم دیدم هیچ کاری نمیکنم یا میرم باشگاه یا درس میخونم یا برنامه ی عمو رو میبینم
تا دادمامانم نرفته هوا باید دست به کار شم!

دست علی یارتون خدانگهدارتون