×××اللهم عجل لولیک الفرج×××
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست،طوفان زده ام راه نجاتی بفرست فرمود که با زمزمه یا مهدی نذر گل نرگس صلواتی بفرست اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام.. امشب شبه میلاد آقامونه...عیدتون مبارک بچه ها یه چیزی رو خیلی وقته میخوام بگم..شاید به نظر خنده دار باشه اما من با تموم وجود حس میکنم کلاه قرمزی یکی مثل ماست! تا حالا شده پای برنامه عمو نشسته باشین و عمو اتفاقی چیزی گفته باشه که در مورد شما صدق کنه؟ مثلا یادتونه عمو میگفت سلام به بچه هایی که الان نشستن کنار سفره عصرونه و دارن برنامه رو نگاه میکنن..یا سلام به بچه هایی که نمره اشون بیسته(و شما همون روز از مدرسه برگشته باشین و بیست گرفته باشین!)....واسه من که خیلی اتفاق افتاده مخصوصا اون سالای اول که دیگه ذوق مرگ میشدم...میگفتم عمو داره منو میگه!میدونستم عمرا عمو خبر نداره من بیست گرفتم ،خبر نداره ورزش کردم..اما نمیدونم این چه حسی بود و هست!که اون لحظه فقط به جمله ی عمو و شباهتش به کار خودم فکر میکردم! مثلا الان که عمو میخونه ژ مثل ژاله روی گل فقط به اسم خودم فکر میکنم و خوشحال میشم!دیگه بقیه اش مهم نیست که اصلا این شعر رو عمو نگفته و..!عمو شعر که میخوند به حالت چهره اش دقت میکردم که ببینم حواسش به ما هست یا نه فقط شعر رو میخونه و تموم کلاه قرمزی هم همینجور بود..(نمیدونم هنوزم اینجوریه یا نه آخه اون پسره!پسرا بعد از یه مدت یادشون میره..شایدم دلشون میخواد که یادشون بره!!)وقتی آقای مجری میگفت برید عقب ،عقب؟،عقب تر...اون میرفت عقب..انگار که آقای مجری فقط برای کلاه قرمزی صحبت میکرد! کلاه قرمزی رفت به دیدن آقای مجری اما خیلی خرابکاری کرد..آقای مجری هم گلشو پرت کرد و سرش داد زد و رفت..همیشه یه علامت سوال بزرگ توی ذهنمه!آقای مجری زیادی دعواش نکرد؟آخه اون فقط ۷سالش بود خوش به حالمون،خوش به حال خودمون که عمومون حتی موقع عصبانیت فراموش نمیکنه ما چند سالمونه!! گاهی که دلم خیلی واسه عمو تنگ میشه ..وقتی دلم میگیره و یادم میاد که خیلی وقته به عمو نگفتم چند تا دوست جدید پیدا کردم و چه هدیه ای از دوستام گرفتم...معدلم چند شد و مسابقه ورزشم نتیجه اش چی شد... تو دلم میگم ، عمو کاشکی دایناسورت بودم!
۱۸ مرداد ماه چه روزیه؟ تولدت مبارک ... این هدیه من به سولماز ، آجی عزیزمون که تولدشه... سولماز عزیزم حرفای قشنگی برای گفتن داره اما متاسفانه نمیتونه زود به زود بیا نت..اما قراره امشب وبلاگ شازده کوچولوی من آپدیت بشه...خیلیییییی خوشحالم..بی صبرانه منتظر خوندن حرفای آجی خوبمونم...آدرس: http://5252525252.blogfa.com سولماز عزیزم..نمیدونم چطور تولدتو تبریک بگم..خوشحالم که با برنامه ی امروز عمو شاد شدی.... با تموم وجودم دوست دارم..مثل همیشه کلمات کم آوردن!کلمات ناچیز شدن..اما تو میتونی حس کنی جوجو پر حناییه موخرگوشی چقدر دوست داره.. چه دعایی کنمت بهتر از این، خنده ات از ته دل، گریه ات از سر شوق..
پی نوشت:همیشه وقتی فیلم کلاه قرمزی رو پخش میکنن مامانم صدام میکنه میگه بیا فیلمتو دارن پخش میکنن.. پی نوشت :ویژه برنامه نیمه شعبان عموجون رو دیدین؟به نظر من محشر بود..از صبح تقریبا همه ی برنامه ها رو نگاه کردم اما عمومون تک بود..عمویی دوست داریم پی نوشت: بچه ها من از این به بعد هفته ای یکبار(شنبه ها) آپ میکنم ان شاالله..چون دو بار در هفته خیلی از بچه ها نمیرسن مطالبمو بخونن...عمو هم اگه بخواد ماهی یکبار سر بزنه خسته میشه....
!خیلی کم پیش میومد عمو حواسش نباشه حتی اگه یه شعر رو هزار بارم تکرار میکرد با همون حس اولش میخوند
..وقتی خوند دوسم داری میدونم دله که به دل راه داره دیگه اون روز شارژ شارژ بودم..مامانمو پشت هم صدا میزدم که شعر عمو رو گوش کنه
!بنده خدا مامانمم مینشست و برنامه رو با من میدید و میگفت: آره دیگه عمو میدونه شماها خیلی دوسش دارین واسه همین این شعر رو خونده که بدونین![]()
منم بیشتر هیجانی میشدم
!فاصله خودمون با عمو رو در حد همون شیشه ی تلویزیون میدیدم..مدل برنامه نگاه کردنمم اینجوری بود(و هست!) که یه بالش میگرفتم میذاشتم یک متری تلویزیون بعد کنترلم میذاشتم کنارم تنقلاتم که معمولا میذاشتم سر برنامه ی عمو بخورم!!!هر وقت کارتون شروع میشد تنقلاتمو میخوردم چون سر برنامه که پلکم نمیزدم چه برسه به اینکه بخوام چیزی هم بخورم
!!
هر وقت این صحنه رو میبینم اشکم درمیاد..کلاه قرمزی اشتباه کرد اما آقای مجری انگار یه لحظه فراموش کرد که اون فقط یه بچه اش که عاشقانه و کودکانه دوسش داره![]()
![]()

![]()
به نام خدا
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت
23:4 توسط ژاله موخرگوشی| |


