×××اللهم عجل لولیک الفرج×××
سلام خدا..سلام بنده های خوب خدا... نمیپرسم حالتون چطوره چون میدونم همه الان مثل خودم از بس شادین که یه جا بند نمیشین!! اول از هر چیز بذارین عید تبریک بگم تا بعد!! *ولادت امام علی(ع) و روز پدر مبارک* پدر سلامت میکنم تویی امید زندگی با دل و جون گوش میکنم هر چی بخوای هر چی بگی الهی بمیرم واسه ی خستگی هات بذار که کفشاتو درآرم از پات بهت بگم خسته نباشی باباااااااااا یه بوس آروم بزنم به دستات چراغ خونمونی آخ که چه مهربونی دوست دارم یه عالمه اینو خودتم میدونی حالا چون روز عید و شادیه این عکسا رو گذاشتم دور هم بخندیم! به قول عمو:با هم بخندیم به هم نخندیم! عموجونم عیدتون مبارک...حس میکنم امروز میاین.. از بیستم خرداد ماه که امتحانا تموم شد ما اینجوری؛ زل میزدیم به تلویزیون و راس ساعت ۵/۵ منتظرتون بودیم!!! عمو جون امروز همه خوشحالیم..حتی بچه هایی که مریض هستن حتی اون بچه هایی که از شدت گریه فشارشون افتاد!...حتی اون بچه هایی که الان توی خونشون مریض دارن...حتی اون بچه هایی که دلشون گرفته...عمو همه خوشحالیم چون بعد از ظهرای عموپورنگیمون دوباره شروع میشه عمو یه چیز جالبم بگم..نمیدونم چرا وقتی بعد از یک مدتی میخواین برگردین ما خونه رو خوشگل میکنیم لباس خوشگلامونو میپوشیم و مودب میشینم جلوی تلویزیون!انگار لحظه سال تحویله!!خیلی برام جالبه چون فکر میکردم فقط خودم اینجوری ام اما حالا که بیشتر با آجی هام آشنا شدم میبینم اونا هم دقیقا همین کارا رو میکنن.. بچه ها بیاین تو این روز قشنگ برای موفقیت برنامه ی عموجون دعا کنیم: *اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم* خدایا ای خدای مهربون به عموجونمون و همکارای خوبش کمک کن تا قدم در راه تو بردارند و همون برنامه ای رو بسازند که تو دوست داری... *اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم* الهی آمین...آمین یا رب العالمین
خب نوبتی هم باشه نوبت چیه؟؟آفرین که نمیدونین!!! معلومه دیگه نوبت معرفی کتابه! آجی ها خواستن بیشتر از پائولو کوئیلو معرفی کنم، اما من فعلا فقط یکی از کتاباشو خوندم پس ان شاالله در آینده ای نه چندان دور کتاب امروز: بال هایت را کجا جا گذاشتی؟ نویسنده:عرفان نظرآهاری قسمتی از این کتاب: خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت:یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟زمین و آسمان هر دو برای تو بود.اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم،بال هایت را کجا گذاشتی؟ انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد.آن وقت رو به خدا کرد و گریست.
دوستون دارم خیلی زیاد... التماس دعا.... دست علی یارتون خدانگهدارتون
![]()
![]()
![]()



![]()
![]()
این کار رو میکنم ...
سلاملیکم!!اصلانم فعلا با همه قهرم!اصلانم حس شیشمم از کار افتاده!اصلانم امروز قرار بوده عمو بیاد نشده...بله...حتما همین بوده...خود عمو گفت این هفته میاد..!(بعد از ظهر دوشنبه)
به نام خدای مهربون
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت
11:33 توسط ژاله موخرگوشی| |


