تبليغاتX
عمو و مهربونياش
عمو و مهربونياش

×××اللهم عجل لولیک الفرج×××

                                    ((به نام خدای مهربون ))

 

سلام..

امروز من و مامان و بابام رفتیم آزمایشگاهمن توی ورزشم آسیب دیدم رگ سیاتیکم درد میکرد دکتر گفت باید آزمایش خون بدی..5/7 صبح رفتیم اول مامانم خون داد بعد من رفتم ...از بچگی وقتی خون میبینم حالت تهوع بهم دست میده و سرم گیج میره اما اینبار ....نشسته بودم گفتم مامان همه جا داره تاریک میشه دیگه نفهمیدم چی شد..بله ایندفه غش کرده بودم!!!یه لحظه تا منو بذارن روی تخت صدای گریه شنیدم به زور چشمامو باز کردم دیدم دکتر و پرستار و مامانم بالا سرمن!هنوز به هوش نبودم احساس کردم دیگه همه چی تموم شدو دارم میمیرم دیگه صدایی رو نمیشنیدم تو دلم گفتم یه صلوات میفرستم که نمیرم آخه مامانم بدجوری داشت گریه میکرد...بعد از چند دیقه به هوش اومدم مامانم کامل رو ویبره بود!!!پاهامو بالا نگه داشته بود...دیدم داره میلرزه خندیدم گفتم مامان تو که از من بدتری!!!بعد رفتیم دوباره توی سالن روی صندلی نشستیم مامانم خیلی ترسیده بود آخه توی بچگی یه بار تشنج کردم فکر کرده بود دوباره....یهو دیدم سر مامانم لرزید چشماش یکی رفت مشرق یکی مغرب!ترسیدم جیغ جیغ کردم دکترو صدا زدم اومد گفتم  مامانممممم تشنج کرد..دکترررررررررر پرستاره با آرامش گفت نترس خوب میشه تو خودت بدتر از مامانت شده بودی!!!خلاصه  تا ساعت 5/10 هی من میرفتم رو تخت همی مامانم میرفت...فشارمون زیر 6 بود....

مردن چقدر آسمونه ها!بعد یادم افتاد دیشب داشتم به مامانم سفارش میکردم که هر وقت مردم اگه نامه ای مونده بود که به عمو نداده بودم حتما به دستش برسونینو...تازه صبحم قبل از اینکه بریم آزمایشگاه خواب امیرمحمدو عمو و زهراو.. دیدم عمو یه جایی برنامه داشت!

حالا دکتره میگفت به آقای فرهادروش اطلاع بدیم؟ گفتم نهههههههه بابام سر کار غش میکنه ها!آبجیمم که خدا رو شکر نبود وگرنه حالا حالاها توی آزمایشگاه میموندیم!!!بعد خنده دار تر از همه این بود که وقتی سوار تاکسی شدیم آقاهه یه آهنگ غمگین گذاشت ..من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد هاهایاهاها!!!

الانم خوشحالم که نمردم  و در خدمتتون هستم!!!دنیا چقدر زیباست!!!راستی بین خودمون بمونه من همیشه دلم میخواست یه بار درستو حسلبی غش کنم ببینم چجوریه!!حالا فهمیدم خیلی وحشتناکه اگه دیر به داد آدم برسن میری تو اغما!التماس دعا


سلام حاله دختر عموهای خودم چطوره؟دست نوشته عمو پورنگ در روز 17 مهر87(قبل از سفر  انگلیس)

آخ جوووووووووووووووونم عموییییییییییی با وجود اون همه مشغله واسمون پیام داده

عموووووووو ممنونیم عمو جون دلم براتون تنگ شده...


 اینترنت زدگی من برطرف شد اونم با کمک عمو!

چطوری؟ ...معلومه دیگه وقتی فقط نیم ساعت میام

نت همه چی رو به راه میشه دیگه!

یه سلامم به آجی سحرم که از راهه دور داره نوشته هامو میخونه!

روز کودک گذشت...آجی سحرم...استادم..دوستام..دختر عموهای گلم که شما باشین

مامانم..بهم تبریک گفتن!خیلی خوشحال شدم..

درباره آپ مربوط به 23 شهریورم باید بگم شرمنده..

 فعلا نمیتونم چون عکسا رو نریختم روی سی دی ولی چون قول دادمچشم حتما میذارم وخاطره امو هم مینویسم...شاید یه کم طول بکشه اما مطمئن باشین مینویسم...البته رامینا جون نصفه عکسا رو گذاشت دیدین دیگه؟؟؟خیلی خوشحالم که رامینا هم به آرزوش رسید و عمو رو بعد از 7 سال دید...

عمو امروز میره لندن...دلم تنگ میشه درست مثله اون موقعی که داشت میرفت مکه..یادتونه؟!!

بچه ها سریال هندی به نظرم خیلی جذابتر شده نظر شما چیه؟بابام معمولا سر برنامه عمو خوابه اما با شنیدن آهنگای بامزه سریال بیدار میشه و از اونجا به بعد خانوادگی برنامه رو نگاه میکنیم!!!

دوستون دارم خیلی زیاد...التماس دعا


اسامی شرکت کنندگان در ختم انعام

سلام
دوستان عزیز لطفا آیات مربوط به خودتونو ببینید و شنبه به نیت سلامتی عمو و خانواده اش بخونید...
خیلی ممنون از همکاریتون...
۱ـخودم آیات ۱ الی ۵
۲ـمامانم آیات ۶ الی۱۰
۳ـزینب خانوم آیات ۱۱الی۱۵
۴ـمژگان ذولفقاری آیات ۱۶ الی۲۰
۵ـدر این سرای بی کسی....آیات ۲۱ الی۲۵
۶ـمحیوش خانوم آیات ۲۶ الی۳۰
۷ـ هما نظری ؟آیات ۳۱الی۳۵
۸ـمهسا آیات ۳۶ الی ۴۰
۹ـسمیه عسل بابا آیات ۴۱ الی ۴۵
۱۰ـزهرا دانش مقدم آیات ۴۶الی ۵۰
۱۱ـشیما شیطون آیات ۵۱ الی ۵۵
۱۲ـمحیا جون آیات ۵۶الی۶۰
۱۳ـنفرین(آذرخش) آیات ۶۱ الی ۶۵
۱۴ـفائزه اسماعیلی آیات ۶۶ الی ۷۰
۱۵ـداریوش جون آیات ۷۱ الی ۷۵
۱۶ـسولماز نوری آیات ۷۶ الی ۸۰
۱۷ـمینا سلیمانی آیات ۸۱ الی ۸۵
۱۸ـالهه آیات ۸۶ الی ۹۰
۱۹ـمحدثه آیات ۹۱ الی ۹۵
۲۰ـشبنم آیات ۹۶ الی ۱۰۰
۲۱ـزهرا جعفر زادگان ۱۰۱ الی ۱۰۵
۲۲ـمامان زهرا جعفر زادگان آیات ۱۰۶ الی ۱۱۰
۲۳ـفاطمه یونس آبادی آیات ۱۱۱ الی ۱۱۵
۲۴ـصباح غلامی آیات ۱۱۶ الی ۱۲۰
۲۵ـفائزه آیات ۱۲۱ الی ۱۲۵
۲۶ـفروغ آیات ۱۲۶ الی ۱۳۰
۲۷ـشیوا ص.ر آیات ۱۳۱ الی ۱۳۵
۲۸ـمامان شیوا آیات ۱۳۶ الی ۱۴۰
۲۹ـپروانه جهانتیغی آیات ۱۴۱ الی ۱۴۵
۳۰ـالهام رونقی آیات ۱۴۶ الی ۱۵۰
۳۱ـرامینا سادات حسینی آیات ۱۵۱ الی ۱۵۵
۳۲ـفاطمه شکری آیات ۱۵۶ الی ۱۶۰
۳۳ـ(۱۲۷) آیات ۱۶۱ الی ۱۶۵


سلام اومدم یه خبر بدم برای برادرزاده های واقعی عموپورنگ:

عمو گفت:مدیونین اگه بیشتر از نیم ساعت پای اینترنت(کلا رایانه)بشینید ...بشینید درستونو بخونید!!

من که به حرفه عمو عمل میکنم چون هم واسه خودم خوبه هم مدیون نمیشم!!!!

یه خواهشم ازتون دارم..بچه ها هر کی عموداریوشو خیلی دوس داره برای سلامتی خودش وخانواده اش یه تسبیح صلوات بفرسته توی این ماهه قشنگ..لطفا سوءتفاهم نشه عمو جون حالش خوبه خوبه فقط میخواستم مثله قدیما دعاش کنیم.همین

 


                         به نام خدا...

خدایی که همیشه بهترین ها رو برامون میخواد ... و اگه صبر داشته باشیم اون بهترین ها رو بهمون میده!

سلام..یه سلام از جنس دلتنگی به همه ی شما دوستای گلی که توی این مدت با من بودین و بهم سر میزدین..تحملم کردین..

نپرسین چرا! عصبانی هم نشین..خواهش میکنم...از فضای اینترنت خسته شدم از وبلاگ نویسی که

عمو شاید یه بارم نوشته هامو ندیده باشه....

میخوام برم مرخصی!!!فکر نکنم بتونم بهتون سر بزنم اما یه کار بهتر که میتونم بکنم!همیشه به یادتونم و دعاتون میکنم...شما هم منو خیلییییییییییی دعا کنین..

دختر عموهای نازم من این روزا بیشتر از همیشه به دیدن برنامه عمو نیاز دارم پس فکر نکنین با رفتنم عمو رو هم فراموش میکنم...نه..عمو جزئی از زندگیمه و با هیچ چیز عوضش نمیکنم فقط میخوام یه خورده تنها باشم همین!!!

راستی مثله اینکه مسابقه بحرین افتاده تابستون سال اینده اینجوری خیلی بهتر شد به درسم لطمه وارد نمیشه!!!دعام کنینا..

حالا یه خبررررررررررر!

من عضو تیم ملی کونگ فو شدم...دلم میخواد پرچم خوشگلمونو بالا ببرم

                                ان شاالله...

نمیدونم کی ولی برمیگردم شاید یه سال دیگه شاید دیرتر شایدم زودتر..بستگی به حال و هوام داره..

شکر روی لباته محبت تو چشاته اره رنگه رفاقت توی برقه نگاته

نگام کن که نگاهت برام شادی میاره نگام کن تا بدونم یکی هوامو داره...

چند کلام با عمو داریوش:

خداوند از نیات آدمها با خبر است...

هر روز که از عمرم میگذره بیشتر به داشتن عمو داریوشم افتخار میکنم ..عمو جون الهی قربونتون برم

دعام کنین که افتخار آفرین بشم واسه کشورم..یادتونه؟دقیقا دعایی که واسم کردین این بود!امیدوارم

بهش برسم و خیالم راحت بشه...عموی نازم از اینجا تا بهشت دوست دارم...

دلم رو به تو دادم از این دوستی چه شادم

چه باشی چه نباشی می مونی تو به یادم

میونه همه خوبا تویی که بهترینی...اگه هر کسی بیسته تو بیست صد آفرینی عمو جونم...سحر که بیدار

میشیم همش با خودم فکر میکنم نکنه خواب مونده باشینو بدونه سحری روز بگیرین...!قبول باشه عمو..

                                                                


زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست..هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود ..صحنه پیوسته به

 جاست...خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد..............راستی بیاین یاد بگیریم چطور درست توکل

کنیم به خودش و خودمونو از استرس های بی خود این دوره زمونه خلاص کنیم..یادمون باشه فقط گفتن

اینکه به خدا توکل کردم شرط نیست اگه دلت بلرزه اگه بازم دلهره داری قبول نیست!!!اگه شکست

خوردی و اشکت در نیومد..اگه موفق شدی و مغرور نشدی ..اونوقته که میتونی بگی بهش توکل کردی

توی هر اتفاقی میتونی نگاهشو حس کنی اگه توکل کرده باشی... بیشتر از خودت حواسش بهت

هست..........لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام

                                              اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم!

دختر عموهای نازم رامینا سولماز شیوا فاطمه پریسا مهسا صباح مینا آوید نسیم مهدیه دریا فروغ عسل سارا شیما زهرا (ناظمی)وزهرا(جعفر زادگان) سحر زهره ستاره سمانه فائزه ملیکا الهه هما محیوش نرگس حسنا  ملودی....و

عمو باربد.... آقای بوترابی...  و خانوم پاکروان عزیزم..

                                گل و گل و گل شمایین مثله فرشته هایین

                               خوشحال و خندون باشین همیشه هر کجایین..

                                           دست علی یارتون خدانگهدارتون 

                                                                        تو قلبه من می مونه  

                                                                                            امید دیدارتون...

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 15:25 توسط ژاله موخرگوشی| |