به نام خدای مهربون

سلااااااااااااااااااام

روز کودک مبارک

هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بلاخره روزی که منتظرش بودیم رسید

حالا عمو میاد و تا غروب برنامه اجرا میکنه ما هم از خدا خواسته دفتر و کتابا رو میذاریم کنار

امروز صبح امتحان قلم چی داشتم توی حیاط منتظر بودیم تا در حوزه رو باز کنن که داداشم(شوهر استاد کونگ فوم!) تماس گرفت و روز جهانی کودک رو بهم تبریک گفت نمیدونین چه حالی کردم وقتی اول صبحی این تبریک رو شنیدم بعدشم ابجیمو(خود استادم)  دوستام تبریک گفتنمنم به همشون تبریک گفتم اخه نی نی درونه همشون زنده اس

 عموی مهربونم روزت مبارک

پیشاپیش به عمو خسته نباشید میگم اخه امروز خیلی خسته میشه!

راستی یادتونه گفتم یه طرح واسه جشنواره خوارزمی دادم؟(کتاب کودک)

توی استان اول شد البته با دعای شما

دست علی یارتون     خدانگهدارتون

                ((التماس دعا))

 


 

نوشته شده توسط ژاله در جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 14:18 موضوع | لینک ثابت